tml ایل من عشق من
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بررسی نقش اعتبارات بر تغییر الگوی مسکن در نواحی روستایی نمونه موردی: شهرستان بهمئی

بررسی نقش اعتبارات بر تغییر الگوی مسکن در نواحی روستایی نمونه موردی: شهرستان بهمئی

ابوالقاسم بنیادداشت کارشناس ارشد جغرافیا : فردوسی مشهد

  علی اکبر عنابستانی دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه فردوسی مشهد

  حمید شایان دانشیار جغرافیای روستایی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده:

مسکن مناسب و با کیفیت یکی از آرزوهای هر خانوار روستای است که دسترسی به آن نیازمند توجه و حمایت بیشتر  دولت به مسکن روستایی است. با توجه به اینکه بنیاد مسکن انقلاب اسلامی از سال 1384 به صورت جدی به این امر یعنی مقاوم سازی مساکن روستایی پرداخته است ولی با این حال بیشتر نقاط روستایی از کمبود مسکن مناسب و با کیفیت رنج می برند. بنابراین مقاله حاضر در پی آن است که نقش اعتبارات مسکن روستایی در تغییر الگوی مسکن در نواحی روستایی شهرستان بهمئی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و راهکارهای لازم را در این زمینه ارائه دهد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است که از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه ای و مصاحبه و بازدید از مساکن جدید و قدیم صورت گرفته است. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه در حجم نمونه 233 نفر و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های مناسب در نرم افزار Spss انجام شده است. به طور کلی همبستگی اعتبارات مسکن با الگوی مسکن برابر با 31/0 که نشان از بالا رفتن توان روستاییان جهت ساخت مسکن مناسب با استفاده از اعتبارات دارد. همچنین همبستگی بین اعتبارات وانتظارات سازمان ها 14/0 بوده که نشان دهنده این است که افزایش اعتبارات تخصیص یافته باعث افزایش انتظارات سازمان های متولی این اعتبارات شده است. بنابراین در زمینه تغییرات الگوی مسکن روستاهای نمونه، راهکارهای مقاوم سازی مسکن روستایی با استفاده از الگوهای معماری بومی، سطح زیر بنای مناسب برای واحدهای مسکونی نوسازی شده و توجه به الگوهای ساخت و ساز روستایی برای رسیدن به مسکن مناسب و با کیفیت در روستاهای مورد مطالعه پیشنهاد می شود.

کلید واژه: تغییرات الگوی مسکن، مساکن روستایی، اعتبارات مسکن روستایی، مسکن مناسب و با کیفیت، مقاوم سازی مساکن روستایی.

 

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 و ساعت 8:59 | 
یاد حسین پناهی گرامی باد به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت هنرمند محبوب لر
من باید برگردم, تا تو قبرستون ده , غش غش زیسه برم به سگ از شدت ذوق , سنگ کوچیک بزنم توی باغ خودمون انار دزدی بخورم وقتی که هوای حلوا کردم با خدا حرف بزنم آخه! تنها من می دونم شونه چوبی خواهرم کجا افتاده کلید کهنه صندوق عجائب , لای دستمال کدوم پیرزنی پنهونه راز خاموشی فانوس کجاست؟ گناه پای شل گاو سیاه گردن کیست چه گلی را اگر پرپر بکنی شیر بزت می خشکه, من باید برگردم تا به مادرم بگم , من بودم که اون شب , شیربرنج سحریتو خوردم من بودم , من بودم که اون شب شیربرنج سحریتو خوردم. تا به بابا بگم , باشه باشه , نمی خواد کولم کنی ! گندوما رو تو ببر , من به دنبالت می آم قول می دم که نشینم خونه بسازم با ریگ دنبال مارمولکا , نرم تا اون ور کوه ! من می خوام برگردم به کودکی !! من می خوام برگردم به کودکی !! دیگه چی؟ کم و کسری نداری؟ دیگه چیزی نمی خوای؟ کمکم کن نازی. ما باید خوب بخوابیم تا بتونیم فردا , برسیم به کارمون ! اگه ما کار نکنیم چطوری جوراب و شلغم بخریم؟ های, های, به هیچی اعتماد نکن اگه خواستی از خونه بری بیرون بی چراغ دستی و بی کلاه و شال , بیرون نرو! ممکنه , خورشید یه هو سقوط کنه یا یهو یخ بزنه ما چرا می بینیم؟ ما چرا می فهمیم؟ ما چرا می پرسیم؟
|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه پنجم مرداد 1390 و ساعت 20:7 | 
تصویر هوایی از روستای کت
http://www.pic.iran-forum.ir/images/5wkuqtn1dtq303zjt0gg.jpg
|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در یکشنبه دوم مرداد 1390 و ساعت 1:34 | 
شعر لری بختیاری که مناطق لر نشین را به تصویر می کشد از جمله لک ، بویراحمد و...

          ممیرا  لُر

لُر ! اَی لُر ، ای لُر اَی لُر ،    لُر پیاهی

ستینی ! وا خدا  خوت شابه شاهی

بَوُت  اَفتو   که دات    هم ماهِ  پُر بی

سرِ دِشمِن  وَره   پات هی  به تُر بی

خوت  ایدونی  همه   دونن  وطندار !

دلت   آرنگ    ئی   مُلکِ     کنه   کار

به ئی خاک ، نوم تو هی   سرفرازه

وری  ای کُر   که  تاریخ   وت   اینازه

خوشا  ایران  که  داره   لُر به مالس

به هر  مالی   دوصد     رستم زالس

ولات    لُر     پُراپُر            سر دیاری

ممیرا   لُر     که    داره        بختیاری

ممیرا    لُر         ممیرا        لُرسونی

که داره  گئویلی چی     مَه مِسونی

ممیرا    لُر         ممیرا       کُهگیلویه

خوشا بیر احمدش که   خش سرویه

ممیرا     ئی     لُرون          لک زبونم

برارون       و       ککایل         مهربونم

 لُر  ای لُر !   سخت ِسی مو لُر ول آبو

مو   نیخوم    لُر      اسیر       تینگُر آبو

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در یکشنبه هشتم خرداد 1390 و ساعت 0:16 | 
تصویر ماهواره ای شهر لیکک
http://up.vatandownload.com/images/wees19p7sqnl545w3kt.jpg

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 و ساعت 20:28 | 
تصویر هوایی از روستای خارستان
http://up.vatandownload.com/images/352d910dzydoln5ego1v.jpg

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 و ساعت 20:15 | 
معرفی روستای امامزاده بابا احمد

امامزاده بابا احمد در جنوب غرب ایران و در شهرستان بهمئی و روستای زیبای بابا احمد قرار دارد . این امامزاده هر ساله زائرینی را از استانهای همجوار مانند خوزستان و کهگیلویه و ...را به سمت خود سوق می دهد. جمعیت روستای بابا احمد که در جوار این امامزاده عظیم الشان قرار دارند بالغ بر 258 نفر می باشد این روستا بر سر راه ارتباطی شرکت نفت (پارسی کلاستر ) و همچنین راه ارتباطی به استان خوزستان می باشد . کشاورزی در این روستا خود مصرفی است و شغل اصلی مردم این روستا کار در شرکتهای نفتی می باشد. باغات و زمینهای کشاورزی این روستا در فصل بهار زیبایی خاصی به روستا می دهد بطوریکه مسافران نوروزی زیادی را از استانهای اطراف به این روستا می کشاند . امامزاده بابا احمد که به عنوان نگین انگشتر این روستا می درخشد در ضلع غربی این روستا قرار دارد . اینم عکس زیبایی از امامزاده بابا احمد:

http://up.vatandownload.com/images/y17g0phbm793wvt4sh4.jpg

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 و ساعت 14:53 | 
تنگ ماغر
http://up.vatandownload.com/images/osfroyc1342h6z5t1u0.jpg

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 و ساعت 2:43 | 
نقوش برجسته تنگ سولک

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:43 | 
امامزاده دوسید الله

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:42 | 
پوشش گیاهی تنگ ماغر

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:41 | 
تنگ سولک
تنگ سولک

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:37 | 
نقوش برجسته تنگ سولک
تنگ سروک شهرستان بهمئی

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:32 | 
نقوش برجسته تنگ سولک
tange-sulak.jpg

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:30 | 
دریاچه برم الوان
|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:26 | 
نیروی هوایی ماغر
|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:25 | 
عکسهایی زیبا از دیدنیهای شهرستان بهمئی

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:24 | 
جواب دوست عزیزم در مورد روستاهای خارستان و کت بهمئی
در جواب دوست عزیزم که مطلب جالبی را به عنوان نظر برام فرستاد بگم که روستای خارستان همانطوریکه در مطلبم بیان کردم روستاییست که از نظر کشاورزی به مرور زمان و با توجه به اقلیم خشکسالی که در ظرف این چند سال دامن شهرستانمان و به طور کلی کشور ایران شده به طور وحشتناکی نزول کرده این مسئله فقط در مورد روستای خارستان صدق نمیکند بلکه بحث مهاجرت از روستا به شهر کلا در مورد خیلی از روستاهای حوزه کت بهمئی قابل تفکر است مثلا روستای مامه زنگی، روستای تیرداری، روستای پیه، روستای گنبد بردی ، گدارتختی ، و همچنین دوپر نظری به طور کلی اینها روستاهایی هستند که مهاجر فرستند یعنی بخش عمده ای از نیروی جوانی که قبلا در روستاها زندگی میکردند و این نیروی کار بخش عمده آن صرف کشاورزی می شد با مهاجرت به شهر روستا را از لحاظ نیروی انسانی کارامد محروم کرد علت اصلی مهاجرت از روستاها به شهر لیکک به نظر بنده مسئله بیکاری ، نبود فعالیت در محیطهای روستایی،از بین رفتن دام و دامداری به عنوان رکن اصلی شکل گیری این روستاها، کمبود امکانات در سطح روستاها(شامل امکانات ورزشی ، فرهنگی ، بهداشتی، آموزشی )، نزول بیش از حد فعالیت های کشاورزی ، و ... می باشد . در روستای خارستان اکثر کسانی که تو دستگاههای اداری و همچنین شرکتهای نفتی و اداره آموزش و پرورش بودند به خاطر نبود امکانات برای خود و فرزندانشان و همچنین سطح درامد بالایی که داشتند زندگی شهری را مناسب دیدند و مهاجرت کردند دوست عزیز با توجه به تخصص اصلی بنده که در زمینه برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی روستایی به طور عمده به مشکلات شهری و روستاهای شهرستانمان می پردازم و هدف اصلی بنده شناسایی مشکلات روستاهای شهرستانمان با معرفی ویژگیهای هرکدام که جداگانه به معرفی آنها خواهم پرداخت و از همشهریهای عزیزم که همه یه روزی در روستاها زندگی میکنند و یا میکردند انتظار دارم که در این زمینه ما را یاری کنند و میتوانند مطالب و یا نظرات خود را به وبلاگ این بنده حقیر بفرستند ممنون از اینکه نظر بسیار ارزنده ای در مورد روستاهای شهرستانمان داده اید خیلی ممنون

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 و ساعت 18:20 | 
معرفی روستاهای شهرستان بهمئی (روستای خارستان)

روستای خارستان یکی از روستاهای بخش مرکزی از توابع شهرستان بهمئی است که در جنوب غربی ایران واقع شده است . جمعیت این روستا در سال 1375 بالغ بر 400 نفر بود که به علت کمبود امکانات جمعیت این روستا در حال کاهش هست طبق امار سرشماری سال 1385 جمعیت این روستا به 150 نفر کاهش یافت که طبق شرایطی که این روستا دارا است ظرف چند سال اینده خالی از سکنه میشود و در این زمینه به تلاش و استعانت مسئولین نیاز هست روستای خارستان دارای مدرسه ابتدایی و فاقد مدرسه راهنمایی است و در زمینه آموزشی و بهداشتی اهالی این روستا از روستای بزرگتر یعنی کت بهمئی و همچنین شهر لیکک خدمات دریافت میکنندمردم این روستا از طایفه  باولی می باشند و دامداری در میان آنها کلا از بین رفته و حتی به صفر رسیده است شغل اصلی این مردم یا در شرکتهای نفتی کار میکنند و یا هم در ادارات دولتی مشغولنداین روستا از شمال به روستای مامه زنگی و از جنوب به روستای سرطوف و از مشرق به روستای سرگرگ و همچنین از غرب به استان خوزستان محدود میشود کشاورزی در این روستا در حد معیشتی و شاید هم کمتر باشد زمین های کشاورزی این روستا از نوع دیم است و کشت آبی به ندرت دیده میشود.  تعداد باغات در این روستا هم وجود دارد که محصول اصلی آنها میوه گرمسیری از نوع خرما و پرتقال و لیمو است .با توجه به مطالعاتی که در زمینه اجرا شدن طرح هادی روستایی در این روستا شکل گرفته ولی هنوز سیمای این روستا در حد نامطلوبی است به طوریکه خیابانهای این روستا از نوع خاکی بوده و در فصول گرم و سرد سال مشکلات زیادی را برای اهالی این روستا ایجاد میکند . یک راه درجه دو از  شهر لیکک به سمت باغملک خوزستان کشیده شده که از پشت این روستا می گذرد . روستای خارستان دارای جاذبه گردشگری مانند تنگ نایاب می باشد که هرساله به خصوص در فصل بهار و تابستان گردشگرانی را در خود جای میدهد که نیازمند بررسی دقیق و همه جانبه مسئولین در زمینه گردشگری این روستا می باشد . زمینهای کشاورزی این روستا که بیشتر از نوع دیم می باشد شامل چمچه و تل بردی که در شمال این روستا واقع هستند و همچنین گمارون که در شمال غربی این روستاست می باشد. این روستا از نوع روستاهای تپه ای می باشد که دلیل شکل گیری و استقرار آن مشخص نیست به طور کلی این روستا از نوع روستاهایی است که در کنار منبع آبی شکل گرفته است و این منبع آبی همان رودخانه نایاب است که در پائین دست آن زمینهای آبی این روستا قرار دارد. روستای خارستان دارای دهیاری بوده که خدمات و امکاناتی در این زمینه به این روستا ترزیق شده است . مهمترین مشکل اصلی این روستا که در حال حاضر یک معضل اجتماعی است مهاجرت بی رویه اهالی این روستا به مرکز شهرستان می باشد. که این امر باعث شده نیروی فعال این روستا به شهر مهاجرت کنند و این نیروی فعال روستایی به خدمت اقتصاد شهر در بیاید.امیدوارم که با کوشش شما بتوانیم در وقت دیگر به معرفی دیگر روستاهای شهرستان بهمئی بپردازیم با تشکر

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 15:32 | 
آداب و رسوم ایل بهمئی : بله برون
بله برون بخش مهمي از مراسم مقدماتي جشن عروسي سنتي در ايران است.اين مجلس از سوي خانواده دختري كه نخستين‌بار ازدواج مي‌كند، براي گفتگو درباره شرايط مادي ازدواج و تعيين و قطعي كردن تعهدات و پرداختهاي جنسي و نقدي خانواده پسر تشكيل مي‌شود.

بله‌برون زمينه و منشأ اقتصادي دارد و برگزاري آن در تحقق پيمان زناشويي و پيوند دو خانواده داراي نقش و اهميت بنيادي است. توافق درباره مقدار شيربها، مهر و ديگر تعهدات در اين مجلس اعتبار و ارزش شرعي ازدواج را استحكام مي‌بخشد و به مرد اجازه مي‌دهد كه همسر آينده خود را پس از برگزاري تشريفاتي از سوي خويشاوندانش به خانه جديد و نزد خانواده خود ببرد. ‌

بنابر عرف و سنتهاي اجتماعي، مجلس بله‌برون معمولا پس از مراسم خواستگاري و پيش از مراسم عقد و عروسي در روز و ساعتي سعد و خوش‌يُمن، در خانه پدر دختر يا خانه صاحب‌اختيار و بزرگتر او تشكيل مي‌شود. در اين مجلس جمعي از بستگان سالخورده دو خانواده پسر و دختر گرد مي‌آيند و درباره مقدار مهر، شيربها، اسباب سرعقد، پول حمام و رخت و زيورهاي عروس، هزينه مجالس مقدماتي و عقد و عروسي، شمار ميهمانان و جز اينها گفتگو مي‌كنند و قول و قرار مي‌گذارند. در صورت توافق دو خانواده، معمولا (سياهه )اي (نوشته‌اي از فهرست تعهدات) تهيه مي‌كنند و به امضاي ريش‌سفيدان دو طرف مي‌رسانند. ‌

مقدار مهر، شيربها، مخارج عروسي و سنگين و سبك بودن آنها به پايگاه اجتماعي و اقتصادي دو خانواده، به ويژه خانواده دختر و قشر و طايفه‌اي كه به آن تعلق دارد و شايستگي، كارداني، زيبايي و فهم و كمالات دختر بستگي دارد. برخي، پرداخت شيربها و هزينه مجالس عروسي از سوي خانواده داماد به خانواده عروس را جبران خسارت از دست دادن يك عضو توليدكننده خانواده، طايفه و يا ده او دانسته‌اند. معمولا در همين نشست روزي را براي جشن نامزدي (در جاهايي كه مراسم نامزدي را جدا از بله‌برون مي‌گيرند) يا (شال و انگشتر كردن )دختر و روز سعد و شگون‌داري را هم براي عقدكنان تعيين مي‌كنند.
در برخي از جامعه‌هاي ايلي/ عشيره‌اي و روستايي مراسم بله‌بري يا خرج‌بري در دو نشست مكمل يكديگر برگزار مي‌گردد. در نشست اول چند تن از بزرگان همراه پدر، پسر و ريش‌سفيد يا كدخداي ايل يا ده در خانه دختر گرد مي‌آيند و ميزان خرج مجلس بعدي و چگونگي پرداخت مخارج آن را به صورت نقدي و جنسي تعيين مي‌كنند. در نشست دوم شمار بيشتري از بزرگان قوم و طايفه و خويشاوندان و چند زن سالخورده شركت مي‌كنند و ميزان شيربها و مهر را مي‌برند و قطعي مي‌كنند. هر يك از اين مجالس به نامي خاص خوانده مي‌شود؛ مثلا مردم كهنك، دهي از بخش حومه شهرستان دزفول كه مردم آن تركيبي از بختياري، افشار و دزفولي هستند، مجلس اول را <كدخدايي> و مجلس دوم را <شيروا برون> (شيربها بران) يا <شيريني اشكنون> (شيريني‌شكنان)؛ روستانشينان و چادرنشينان قوچان <بعله‌برون> و <قندشكنان؛> مردم ايل بويراحمد <كدخدايي> يا <كدخداكشوني> (كدخدا كشاني) و <باشلق‌بروني>؛ و مردم ايل بهمئي <گپ‌زني> و <كدخدايي> يا <كدخدا بروني> مي‌نامند. مراسم <حرف تمام كردن> شاهروديها نيز در دو نشست ترتيب داده مي‌شود. در مجلس نخست زنان سالخورده و گيس سفيد شركت دارند و درباره ميزان <قباله> (مهر) و <نقدينه> (شيربها) و اسباب عروسي و جز آن گفتگو مي‌كنند. در مجلس دوم دو زن از زنان مجلس پيشين و جمعي از مردان ريش‌سفيد قوم و خويش دو خانواده شركت دارند و توافقات زنان را ميرزاي مجلس سياهه مي‌كند و به مهر و امضاي حاضران مي‌رساند.‌

منبع : علی بلوکباشی

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 15:27 | 
باز هم بی توجهی به تنگ زیبای نایاب
نوروز امسال هم تموم شد تنگ نایاب باز مثل هر سال با زیبایی خاص خود مورد بی توجهی مسئولین در شناخت این پدیده زیبای طبیعی شد نمیدانم چرا این همه بی توجهی نسبت به طبیعت شهرستان می شود . با وجود مسافران زیادی که امسال در ایام نوروز به تنگ ماغر آمدند . جاذبه های طبیعی و زیبای شهرستان بهمئی با وجود طراوت و شادابی خود طبیعت زیبای این منطقه را به رخ گردشگران نوروزی  کشاند امسال باز هم شاهد بی توجهی به تنگ نایاب بودیم. تعدا مسافرینی که در ایام نوروز از تنگ نایاب دیدن کردند نسبت به سالهای قبل زیاد شده بود و این افزایش را نه از تلاش و کمک مسئولین بلکه نتیجه علاقه مسافرین عزیز و اطلاع رسانی وبلاگهای مختلف و زحمات ناچیز بنده حقیر میدانم .چون مسولین هیچ کاری برای توسعه گردشگری در این مکان زیبا نکردند. امیدوارم روزی برسد که شاهد شکوفایی توریسم و گردشگری نه تنها در تنگ نایاب بلکه در سایر نقاط شهرستان بهمئی با همت مسولین و مردم عزیز باشیم . امیدوارم با نوشتن این مطلب ناچیز مسولین به خود بیایند و به فکر توسعه این تنگ زیبا باشند.

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 و ساعت 12:27 | 
گیاهان دارویی بهمئی

کنگر:کنگر گیاهی است که هم مورد استفاده انسان است و هم دام . کنگر را ابتدا با آب می پزند سپس آن را با پیاز یا سیر و روغن و رب سرخ می کنند و بسیار خوشمزه است. این گیاه هم در سردسیر می روید و هم در مناطق گرمسیر.

غارچ(قارچ):بیشتر در مناطق سردسیری می روید و خوراکی است.

پیدن(پونه): گیاهی است معطر و خوشبو که هم در مناطق سردسیر و هم در مناطق گرمسیر می روید و از آن بر روی لبنیاتی مثل ماست و دوغ استفاده می کنند همچنین پونه برای درمان برخی ناراحتی های گوارشی مفید می باشد.

تره: در مناطق سردسیر و گرمسیر یافت می شود و محلی ها گاهی به جای پیاز از آن در غذاها  استفاده می کنند.

جاشیر: بیشتر در سردسیر می روید و هم مورد استفاده انسان است و هم دام.

موسیر:سردسیری آن مرغوب تر از نوع گرمسیری است هم استعمال خوراکی دارد و هم دارویی.

بکلو: در مناطق گرمسیری بیشتر دیده می شود این گیاه در کنار چشمه ها و حاشیه رودخانه ها می رویدوخوراکی است.

بیلهر (گربک): در ارتفاعات سردسیرمنطقه می روید .گیاهی است وحشی و خوشبو که از دل برف بیرون می آید از بیلهر در ماست ودوغ استفاده می شود و نوعی ترشی نیز از این گیاه ساخته می شود.

توله: درگرمسیر بیشتر می روید و بصورت پخته مورد استعمال خوراکی قرار می گیرد.

بابونه: در گرمسیر بیشتر می روید و هم مصرف خوراکی دارد و هم مورد استعمال دارویی

و برای رفع التهاب و طراوت موهای سر مفید است و آرام بخش است. بابونه را بومی ها در حنا نیز قاطی می کنند.

چویل: در مناطق سردسیر می روید گیاهی است بوته ای و خوشبو که بیشتر طول حیاتش در زیر برف است چویل دارای اسانس دارویی  خیلی خوبی است که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

هلپه: گیاهی است با خاصیت ضد عفونی و الته جوشانده آن برای برخی ناراحتی های گوارشی نیز مفید است. هلپه در مناطق گرمسیری بیشتر می روید.

کاشنی(کاسنی) : هم در سردسیر و هم درگرمسیر می روید و خاصیت دارویی آن برای تسکین دردهای معده و دستگاه گوارش مفید و سودمند است.

گل نگین: یا گل لاله های واژگون که در مناطق سردسیری  می روید. پیاز آن برای تسکین  دردهای معده مفید است.

و برای رفع التهاب و طراوت موهای سر مفید است و آرام بخش است. بابونه را بومی ها در حنا نیز قاطی می کنند.


|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 و ساعت 1:40 | 
طوایف مختلف شهرستان بهمئی بهمئی

 معرفی ایل بهمئی

تحولات سیاسی اساسی ایل بهمئی در زمان ناصرالدین شاه قاجار شکل گرفت. ایل بهمئی به دو دسته تقسیم می شود 1- بهمئی احمدی    2- بهمئی مُحمَدی .احمدی ها در بهمئی گرمسیر و محمدی ها در بهمئی سردسیر ساکن شده اند . هم اکنون در شهرستان بهمئی این قبایل زندگی می کنند .

طوایف

محل سکونت


طایفه بیژنی

1- ولی

 

1-     بتلی (علی عسکری –ایلی- زنگی )

تنگ دوراب - لیکک


2-     شهمسیری (رفیع – ممل - لطیف )

لیکک – پس باغ - ممبی


2- مشهدی ممحمدی

ممبی


3- گوهر علی (قدیمعلی – یوسفعلی – نجفعلی – سهو )

ممبی – ترتاب


4- بلواسی (کله – مسیری – حجی )

ترتاب- دره ناری – ممبی - لیکک


5- بادیم

 


6- غیبی

 


7- ویسی

خوزستان


8- تاکاشیری

 


9- بالیاوی (برخی از روایات آنها را بیژنی نمی دانند )

 


طایفه جلالی

1- باولی (حسن – الخاص- جومرد – باقر – شه مسی -سبزعلی)

کت – گدارتختی – لیکک و


2- کمبری (کلو- عبدالرضا- خداداد )

سرلیکک – قلات – کندیده – لیکک


3- شاه حسینی (محمدولی – قنبر – آدینه – کاشی )

سیاهشیر – کت – لیکک


4- شه نظری (عبدی – شاهمبر )

کت – سیاهشیر – لیکک


طوایف دیگر

1- کمایی ( ظفر- امید – رهزا – میر فتح الله )

 


2- سادات عباسی

تنگ دراک لیکک


3- رضا توفیقی (مشهدی علی جون – میر ابراهیم – میر اکبر- میر اسد – میر خلیل – خداداد – میر صالح – میر علی ضامن)

تلخه دان –دلی – تنگ کپ- شیله دان – لیکک


4- منگزوری (منیزوری) سید عبدالله – سید محمد – سید علی بخش – سید هاشم – سادات متولی امامزاده )

تنگ منیزور- بیدبلند-لیکک و ...


5- بابا احمدی (شیوخ بابا احمدی )

بابا احمد – لیکک


6- سادات میرسالار

 


بهمئی علاءالدینی

1- شیخ (سهو – حسنعلی – لطفعلی – بخشعلی – مرادی )


2- محمدی (مهدی – مهمید- رضا – احمدی – ابدالی – کاظمی )


3- عالی محمد (اقا ملایی – محمد سعیدی )


4- خواجه میری (گنجعلی – علی باز – شهو – شیخ امیری )


5- دهه ی مراد (علی حسین – نجف – رحیم )


6- قنبر ( آقا نظر – علی نظر – صیدال – ملا محمدعلی – شکر- سبزعلی – یارامیر-نقدی)


7- نعمت الله (جاکی – ششول – برقی – فتحعلی – هادی )


طایفه یوسفی

1- لطفعلی ( زکی – خونکار – مختار – هادی – رستمی – ابولی – قدمعلی – رفیع – زیلو – ملک جعفر )


2- حله بور (رحیم – شولو – علی بابک – خدر – محمد مؤمن – علی داد – گرین – مکی – علی خان – نظر)


3- ابوالفارس( بلفریسی) (نیم طلا – علی مامن – علی کوتاه )


4- غریشه ای ( رحمان – عباس – سهو – شفیع – خلیل – عبدی )


5- ننه (مختار – جبار – جهانگیر – خدارحم – شهریار – مهرعلی – نامدار – علی داد – علی ضامن )


6- حاجی (لمانی – خیر الله )


7- آب الوانی (عبدعلی – نادعلی )


8- شهرویی (آخوند – ملا محمد – برزو )


9- علیمراد خان


10- ملا ها (ملا عبدالرحیم – ملافتح الله )


|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 و ساعت 18:28 | 
مختصری در مورد پتانسیلهای شهرستان بهمئی
شهرستان بهمئي به جز در مشرق كه با شهرستان كهگيلويه هم مرز بوده از ساير جهات نيز توسط شهرستانهاي استان خوزستان از قبيل باغملك در شمال ، بهبهان در جنوب ، رامهرمز در مغرب و اميديه و آغاجاري در جنوب غربي احاطه شده است.
همجواري شهرستان بهمئي با جلگه خوزستان از يك سو و امتداد رشته هاي فرعي زاگرس از سوي ديگر گذشته از ايجاد شرايط متنوع اقليمي و ساختار ناهمگون زمين شناسي در اين شهرستان كوچك موجب ايجاد منابع عظيم زيرزميني و شرايط محيطي و آب و هوايي متنوع شده است.
پتانسيل بالاي توسعه با تكيه بر ذخاير عظيم نفت و معادن سرشار زيرزميني مانند سيلستين و مرمر نويدبخش آينده اي روشن براي شهرستان بهمئي است.
امكان احداث و توسعه صنايع وابسته به اين معادن مانند پتروشيمي و صنايع تبديلي ، موقعيت مناسب جغرافيايي شهرستان بهمئي و نزديكي آن به شهرهاي پرجمعيت از قبيل اهواز و بهبهان اين چشم انداز را بيش از پيش روشن مي كند.
در كنار اين چشم اندازها ، در صورت تحقق پروژه ملي آبرساني سد مارون كه از مصوبات سفر رييس جمهوري و اعضاي هيات دولت به كهگيلويه و بويراحمد است امكان توسعه بخش كشاورزي با توجه به شرايط مساعد محيطي را نيز نبايد از نظر دور داشت.
اين پروژه كه در صورت عملي شدن توانايي تامين آب مورد نياز 60 درصد از زمينهاي كشاورزي حوزه مركزي شهرستان بهمئي را دارد با توجه به استعداد و قابليتهاي بالاي زمينهاي اين حوزه براي كاشت انواع مركبات امكان خودكفايي شهرستان را در اين زمينه فراهم مي كند.
سرمايه گذاري در اين بخش با توجه به واقع شدن بيش از نيمي از مساحت شهرستان بهمئي در مناطق مرتفع زاگرس ، پوشش گياهي متنوع ، آب و هواي معتدل و مهمتر از همه جاذبه هاي طبيعي ، چشم اندازهاي زيبا ، آثار تاريخي و اماكن زيارتي امكان توسعه اين صنعت را فراهم كرده است.
تنگ سروك با نقش برجسته ها و سنگ نوشته هاي دوره اشكاني قطعه اي نادر با زيباييهاي طبيعي و تاريخي منحصر به فرد ، تنگ ماغر با پوشش گياهي و آب و هواي دلپذير ، درياچه برم الوان با طبيعتي زيبا ، منطقه تفريحي و كوهستاني كفش كنان در سواحل زيباي سد مارون ، بارگاه زيارتي امامزادگان سيد اسدالله و سيد ابراهيم (ع) با آب و هواي مطبوع و بارگاه امامزاده بابااحمد (ع) با معماري دوره سلجوقي از پتانسيل بالايي در اين زمينه برخوردارند.
در كنار اينهمه توان و ظرفيت بالاي شهرستان بهمئي مي بايست به نقش اساسي و مهم شهر ليكك كه تنها شهر شهرستان بهمئي است و به عنوان كانون سرمايه هاي انساني و مادي مي تواند ايفاي نقش كند ، اشاره كرد.
ظرفيت بالاي توسعه شهر ليكك اعم از توسعه فضايي با وجود زمينهاي پهناور اطراف و ميزان بالاي مهاجرپذيري ، توسعه اقتصادي با توجه به تواناييهاي بالقوه شهرستان بهمئي در زمينه هاي صنعتي ، كشاورزي و گردشگري و از طرفي همجواري با شهر بهبهان و دسترسي به بازار پررونق و باثبات اين شهر نشان از پتانسيل بالاي شهر ليكك دارد.
شهرستان بهمئي پرونده درخشاني از رشادتها و جانفشاني ها در راه اسلام و ميهن براي خود به يادگار گذاشته است.
نبرد جانانه 'خداكرم خان بهمئي' با رضاشاه در سال 1316 و تقديم 104 شهيد ، 512 جانباز ، 17 آزاده ، هفت جاويدالاثر و سه هزار و 200 رزمنده در دوران هشت سال دفاع مقدس شاهدي روشن بر اين دلاورمردي ها است
|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 و ساعت 12:11 | 
قطعه شعری در مورد قلعه نادربهمئی

(قلعه نادر بهمئی تجلی تمدن و استقامت و منظره طبیعی شهرستان)

قربان شما که مهربان هستید

                    با غیرت و از مهد یلان هستید

                                  از لیکک و بهمئی خبر داری؟

     آیا به صفای آن نظر داری!

 من چاکر خاک بهمئی هستم

            آن مردم پاک بهمئی  هستم...

(شعر از شاعرجوان موسی فریورپور از خطه ی سرسبز چرام)

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 21:16 | 
سخنی زیبا از دکتر شریعتی
در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم می کند:

                     آبی آسمان که می بینم و میدانم که نیست

                                          و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 14:42 | 
سوگنامه ای به لهجۀ "لری بهمئی" در وصف استاد بهمن علاءالدین

کُرسَیار(1) روشِنی

 

تش بلازی وَس(2) وَ زرده تا دنا سُحت(3) ایل و مالش

دشت انگشتی وَدل هِشت تا که قاصد دا حوالش(4)

کردن اندید(5) آسمونه آه و نالۀ او کسونی

که وا با یَک هِی کمر بَسِن وَ شالش

"بهمن آغا خان علادین" کهنه زخمه یادم آورد

حاله ای(6) که خان طلا ره بهمئی آشفت حالش

خوم که خو ئیدونم هرگز یه گلِ اَفتو نَدَهمِه(7)

بال گلدون ولاتم سی که او بی ریشه کالش(8)

وار بی کس دورۀ بد کرد وادارش وَ خوندن

چی که رو آواز نِی نا اَر نبی برد و گلالش

کُرسیار روشِنی بی هم تَریدۀ شو و شوخین

او که تیغشتِ زوونش پَل بُرِ غول بید و آلش

سوزِ سرمای نبیدش تُو  لرزی بِس وَ جونم

کی خیاط آسمون سازه لباسی و مثالش

چرخ و رقص ناز مخمل او صدا بی تک و تا

کوگِ دَر وا بی رقاطش چشم آهو بی شکالش

"ئی تری" بی ورد لُوِش از زَمَندی بیدِ بیزار

ئی دلِ گورَو مه کرد چشمۀ پاک و زلالش

بنگ ایلم که نشس وا دل بپزنم(9) خومِ تهنا

مو ندونم چو کنم وا دَنگِ دنیا و خیالش

بنگ اجدادم تو بیدی گو وَلیشی روزگارون

مونه دعوت کرده بیدی پُر کنم جاه و جلالش

من کتیبۀ "ایل بومو" آزگارا مندگاری

آخرین بازمندۀ ایلی تش و چالش

"بهمن" اَر رَه ریشه داره آسمون ئی باره برکت

وار او ئی بو نُم خدا هی ساله سالش

 

 

سراینده؛محمد شهرویی  -  بهبهان

 

 

پی نوشت؛

1-شکارچی

2-وست،افتاد

3-سوخت

4-خبرناگوار

5-اندود

6-زمانی

7-ندهد

8-بنیان گذار

9-حسرت بکشم

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در سه شنبه سوم اسفند 1389 و ساعت 14:31 | 
تقدیم به مردم ایلم بهمئی
سلامی دوباره خدمت همه مردمان عزیز ایلم بهمئی امیدوارم که همیشه با صفا و صمیمیت در کنار هم روزگار را با خوشی و سلامتی بگذرانید من اگرچه 7 سالی است که افتخار زندگی در کنار شما را ندارم و واسه ادامه تحصیل در شهرهای مختلف مشغول درس خواندن می باشم ولی همیشه به یاد شما هستم و همیشه دلم برا صفا و صمیمیتتون تنگ میشه راستی نمیدونید که تنهایی در شهر غربت چقدر سخته همیشه میگفتم که چرا میگن تنهایی سخته چون من تنهایی ندیده بودم همیشه یکی را در کنار خودم میدیدم ولی الان اعتراف میکنم که تنهایی بر من غلبه کرده دلم برا ساز و دهل ،نی هفت بند، عروسی های ایلم تنگ شده برا رسم و رسومات ایلم برای نشست و برخواستهای همیشه با دوستانم برای ماغر برای تنگ نایاب برای تنگ سولک و برای دریاچه برم الوان برای درختان بلوط زاگرس و برای همه چیز .دوست دارم وقتی لیکک اومدم برم ماغر و تنگ سولک اونجا را ببینم تا اروم بشم دلم میخواد به (وار عشایری ) پدرم در تنگ نایاب برم به یاد خاطره های گذشته ام برگردم تا باز هم اروم بشم به یاد شب زنده داری تا صبح همراه با دوستام در تنگ نایاب ،فوتبال بازی در شب ،دور چاله و اتیش جمع شدن و گاله زدن و ..... این شعرو یکی از دوستام برام فرستاد و ما را بیشتر دلتنگ نایاب کرد از دوست عزیزم(اسماعیل رحمانی زاده) به خاطر زحمتی که در فرستادن این شعر متحمل شدو ما را به یاد ایل و تبارمان انداخت تشکر میکنم.

وار نایاب چه سیت بگم مو تلخارم                      مثل مشک دم ملاری بی قرارم

بعد مرگ  مو سفارش کن و یارم                       تا بنه دسه چویلی سر مزارم

واقعا شعر زیبایی بود ما را یاد مشک و ملار ،دوغ و کره ،چویل ،ریواس ،پیرن ،اندش درختای بلوط،کلخنگ،کلوس،کنار و.... انداخت وقتی بهار وارد تنگ نایاب میشیم چه بوی خوشی از داخل این تنگ میاد بوی گلهای بهاری تازه شکفته و درختان سرسبز خیلی باحاله بهار به تنگ نایاب بریم اونجا واقعا طبیعت زاگرس را میتونی حس کنی تنگ نایاب اگه دارای امکانات گردشگری و توریستی خوبی باشد مطمئن باشید که به یکی از قطبهای توریستی استانهای خوزستان و کهگیلویه تبدیل خواهد شد من هدف اصلیم گرداوری امار و اطلاعات برای شناساندن این تنگ زیبا میباشد تا بهتر به مسافران و گردشگران شناخته شود در مطالب بعدی سعی میکنم بیشتر در مورد این تنگ و جاهای دیدنی شهرستان بهمئی براتون بگیو و بنویسیم با تشکر

|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 و ساعت 15:12 | 
مطلبی در مورد ایل عزیزم بهمئی
باز اومدم اینبار با یه دنیا غم و شکایت از اهالی ایلم نمیدانم چرا مردم ایلم باید اینقد بی توجه باشند فکر کردم با نظرسنجی که در وبلاگم قرار دادم حداقل میتوانم درد مردم را فهمید و مشکلات آنها را شناخت اما با گذشت قریب به  سه ما از گذاشتن این نظرسنجی ذر ذاخل وبلاگم فقط 20 نفر نظر دادند نمیدونم شاید مشکل از طرف مردم نباشد و یا شاید هم مشکل اساسی باشد و اون هم عدم دسترسی به اینترنت و.... به هر حال من وظیفه خودم دونستم که این مطالب را یاداور بشم امیدوارم که هر کسی وارد این وبلاگ میشود حداقل برا پیشرفت شهرمون لیکک یه نظر کوچولویی بده و ما هم ممنون میشیم .
|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 و ساعت 14:45 | 
درد و دل با مردم ایل

 من آن موجم که آرامش نداره .....

خدایا من  همون كودك پاپتي ام  كه هروقت دلش مي گرفت به دامانت پناه مي بُِِرد وحالا همان  کودک بزرگ شده ... باز آن كودك دلش گرفته، اين دفعه خيلي حرف دارد مي خواهد بگوید كه دل تنگه ايل وماله..دل تنگ صداي چرّو چرّ داس پدرِ ودلتنگ موسيقي مشك وملارمادرِ، دلتنگ قيل وقال كوچِ، دل تنگ لحظه‌هاي باهم بودن و عطرچاي تازه که  همه را گرد هم می آورد خدایا  بگو ايل به كجا كوچيد ؟سالهاست ردشون راگم کرده ایم ...

خدایا تو بگو عشق های پنهانی و وفادار دختران و پسران ایل نمرده است توبهم ثابت کن معرفت  و مردونگی نمرده است ..

دلم تنگ کشاورزی پدر است دلم تنگه غذاهایست که مادرروی آتش می پخت و به هیچ تره بارو میوه ای احتیاج نداشت زیرا که پدر با دستان خود همه را کاشته بود .

یادش بخیر من باوجود سن کم میرفتم برای مادرم از سراُو آب می آوردم همیشه توی رودخونه َکمچلس میگرفتم .
|+| نوشته شده توسط ابولقاسم بنیادداشت در چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389 و ساعت 0:15 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar